
قرآن هم در وصف شيطان مىفرمايد: «يعدهم و يُمَنيهم» كار شيطان اين است به مردم وعده مىدهد و آرزو در دلشان ايجاد مىكند اما وعدههاى شيطان همهاش فريب است. يك مثل كوچك بزنم. همه ما دوران جوانى را گذراندهايم. براى ما زياد پيش آمده كه گاهى يك صحنهاى را ديدهايم خيال كرديم خيلى لذتبخش است، خيلى فوقالعاده است. فكر كرديم كه اگر آن خواستهاى كه نسبت آن موضوع داريم برآورده بشود ديگر غرق در لذت خواهيم شد. منظرهاى را مىبينند، صدايى مىشنوند، حرفى مىشنوند آرزو مىكنند كه آن برايشان تحقق پيدا كند. وقتى مىرسند بهش مىبينند نه، خبرى نبود. گاهى هم پشيمان مىشوند. اين همان وعده شيطان است و تخلفش. مىگويد اگر بياييد دنبال من خيلى لذتها و سعادتها نصيبتان مىشود، تجربه مىكنند مىبينند دروغ است فردايش دوباره فريب مىخورند. به دنبال شيطان راه مىافتند مىدوند با سر، يكهو سرشان ميخورد به سنگ و مىشكافد باز هم به هوش نمىآيند فردا دوباره همين آش است و همين كاسه. اين داستان شيطان است و گمراه كردن انسانها.
اينکه امام فرمود آمريكا شيطان بزرگ است. اين يك حرف بى اساس نبود. ريشه قرآنى دارد.
اميرمؤمنان در نهجالبلاغه مىفرمايد: «قد عبد الله سته آلاف سنه لايُدرى اَ مِن سني الدنيا ام من سني الاخره» بىخود نيست كه يك عده آدميزادها شيطانپرست مىشوند. على(ع) مىفرمايد شيطان قبل از خلقت آدم شش هزار سال عبادت خدا كرد. بعد اضافه مىفرمايد اين شش هزار سال معلوم نيست از همين سالهاى دنيوى است يا از آن سالهاى الهى است كه هر روزش هزار سال است. اگر اين شش هزار سال از آن سالهاى اخروى و الهى باشد كه هر روزش هزار سال است ببينيد چقدر مىشود. حالا فرض كنيد همين شش هزار سال عادى، يك موجودى شش هزار سال كارش عبادت خدا باشد آن قدر كه فرشتگان خيال مىكردند او هم ملك است و در كنار فرشتگان جا مىگرفت.
غير از اين آقاى ابليس كه دار و دستهاى هم دارد از خويش و قوم و بچههايش اينهايي كه قرآن مىفرمايد: «انّهُ يراكم هو و قبيله» غير از اينها قرآن مىفرمايد گروهى از شيطانهاي انسي هم داريم؛ آدميزادهاى شيطان. شيطان تنها منحصر به ابليس نيست و دار و دستهاش. يك دسته از انسانها هم هستند كه تبديل به شيطان شدهاند. شكل و قيافه انسانى دارند روى دو پا راه مىروند دو تا چشم و دو تا گوش دارند مثل من و شما گاهى قيافههايشان هم خيلى از ما گيراتر و حق به جانبتر هم هست. اينها را قرآن مىفرمايد: «شياطين الانس و الجن». كار اينها هم همان كار جناب ابليس است. برنامه يكى است. دروغ گفتن، وعده خلاف دادن و عمل نكردن.
اگر مىخواهيد شما شياطين انس را شناسايى كنيد يا وسوسههاى شيطانى را تشخيص بدهيد كه اينها از جانب شيطان است يا نه؟ يكى از علائمش همين است اگر يك وقت احساس كرديد كه يك تمايلى دروغى در شما ايجاد شده كه واقعيت ندارد بفهميد كه منشأش شيطانى است. اگر يك وعده دروغى به شما داده شد و بعد ديديد درصدد عمل نيستند يعني مىگويند براى اين كه من و شما را دنبال خودشان بكشند اين کار شيطاني است.
شما مىتوانيد در جامعه در بين مردمى كه توى اين سرزمين زندگى مىكنند يا جاهاى ديگر دنيا برويد و ببينيد و اين نشانهها را تطبيق كنيد و شيطانهاى واقعى را بشناسيد. چرا امام فرمود آمريكا شيطان بزرگ است. اين يك حرف بى اساس نبود. ريشه قرآنى دارد. ببينيد از تمام اقوامى كه در عالم تاريخشان ثبت شده، اوصاف و خصوصيات و منشهايشان در تاريخ آمده، هيچ جامعه و دولتي را پيدا مىكنيد كه دروغگوتر از آمريكا باشد. دنيا را پر كرده از اين كه ما طرفدار حقوق بشر هستيم. هر كسى را مىخواهد زير يوغ خودش بكشد. شرايط خودش را مىخواهد براي او تحميل كند. شما در طول تاريخ ببينيد هيچکس به اندازه آمريكايىها حقوق بشر را پايمال كردهاند؟ يك نمونهاش كارى است كه دربارة فلسطينىها كردند.
در كشور خودشان هم وضع بهتر نيست. چندى پيش گروهى در آمريكا تشکيل شد که بنا داشتند عليه حكومت فعاليت كنند. آمريكايىها تلاش كردند كه اينها را به اصطلاح رام كنند اما نتوانستند. مردم مصممى بودند كه تصميم گرفته بودند با ظلمهاى آمريكا مخالفت كنند. آمدند يكجا همه شان را سوزاندند بعد هم اينگونه منعكس كردند كه اينها يك فرقه مذهبى بودند و عقيده شان اين بوده كه بايد خودكشى كنند. اين فرقه مذهبى چطور يكهو سبز شد، معلوم نيست! هيچ جا عقايدشان معلوم نبود. هيچجا دعوتشان معلوم نبود. افكارشان توى يك كشورى كه همهاش آزادى و دموكراسى است و هر كسى عقيده و دين و مذهبش را مىگويد، چطور توى هيچ روزنامهاى، هيچ كتابى ننوشته بودند كه ما چنين عقيدهاى داريم؟ و آداب و رسوممان اين است كه خودكشى كنيم. فقط گاهى گوشه و كنار اخبارى درز مىكرد كه اينها مخالف سياسى حكومت آمريكا هستند.
به كشورهاى كوچك وعده دادند كه اگر با ما همكارى كنيد شرايط ما را بپذيريد، كمكهاى اقتصادى و فنى مىكنيم چنين و چنان. وقتى سرمايههايشان را گرفتند آنچنان گلويشان را فشردند كه براى نفس كشيدن هم احتياج به اجازه پيدا كردند. يكىاش همين همسايه ما کشور عراق، وعده دادند كه بر ضد ايران حمله كن ما همه چيز در اختيارت قرار مىدهيم بعد هم شما مىشوى امپراتور عرب! الان در داخل كشور خودشان هواپيماشان از اين شهر به آن شهر اختيار ندارد حركت كند. حالا ممکن است بگوييد که اين کشور يک جايي سرپيچي کرد، گردنکشي کرد و آمريکا مجازاتشان کرد. ترکيه را چه مي فرماييد. تركيه روزگارى بزرگترين كشور اسلامى بود و اگر مقدارى به عقب برگرديم بزرگترين امپراتورى جهان بود؛ امپراتورى عثمانى. بعد از اين كه تجزيهاش و تكه تكهاش كردند و يك لقمهاش ماند به نام تركيه باز هم يكى از بزرگترين كشورهاى اسلامى دنيا بود از نظر سوقالجيشى در دنيا بى نظير است. كشورى است كه بخشى از آن در اروپا و بخشى در آسياست. با چند تا درياى بزرگ و چند كشور مهم اروپايى ارتباط تنگاتنگ و مرزهاى مشترك دارد و گاهي درآمدش از توريسم از درآمد نفت ما بيشتر است.
اگر مىخواهيد شما شياطين انس را شناسايى كنيد يا وسوسههاى شيطانى را تشخيص بدهيد كه اينها از جانب شيطان است يا نه؟ يكى از علائمش همين است اگر يك وقت احساس كرديد كه يك تمايلى دروغى در شما ايجاد شده كه واقعيت ندارد بفهميد كه منشأش شيطانى است.
بعد از سقوط رژيم شاه، آمريکا وعدهاش داد كه اگر با ما همكارى كنى ما تو را امپراتور كشورهاى اسلامى مىكنيم. پايگاههاى آمريكا از ايران منتقل شد به تركيه. نقشى را كه شاه بازى مىكرد دولت تركيه به عهده گرفت. در مقابلش چى دادند به تركيه؟ آنچنان ذليلش كردند كه يك چنين دولتى با اين ويژگىها و قدرتها بايد دست گدايى به اسرائيل دراز كند. براى تعمير تانكهايش بايد برود به اسرائيل دريوزگى كند كه تانكهايش را اسرائيل تعمير كند. اين وعدهاى است كه آمريكا مىدهد اين هم نتيجهاش. حالا اگر كسانى گول آمريكا را بخورند چه کسي را ملامت كنند؟ آمريكا را ملامت كنند؟ شيطان جواب خواهد داد «فلاتلومونى و لوموا انفسكم» مرا ملامت مکنيد، خودتان را ملامت کنيد.
گفتاري از حضرت آيت الله مصباح يزدي

گل میدهم به بوی بهار که می رسد
چشمم به در به دیدن یاری که می رسد
تکرار می شود غزل انتظار من
هر شب به نام آینه داری که می رسد
بغض هزار پنجره را اشک می شوم
در تار و پود نغمه تاری که می رسد
فردا تبی دوباره به خورشید می دهد
از آسمان تیره شراری که می رسد
روشن ز آیه های خدا می شود زمین
در برق ذوالفقار سواری که میرسد
شاعر: محبوبه بزم آرا
شیخ حرّ عاملى(ره) از بزرگان اصحاب نقل مىكند كه امام صادق(علیهالسلام) فرمود:
«شبى كه حضرت قائم(عج) در آن متولد شد، هیچ نوزادى در آن شب متولد نمىشود مگر این كه مؤمن خواهد شد، و اگر در سرزمین كفر متولد گردد، خداوند او را به بركت امام مهدى(عج) به سوى ایمان منتقل مىسازد.»(1)
در نیمه شعبان زیارت حضرت امام حسین(علیهالسلام) و همچنین زیارت امام زمان(علیهالسلام) مستحب است، امام صادق(علیهالسلام) فرمود:
«شب نیمه شعبان بهترین شب بعد از شب قدر است و خواندن دو ركعت نماز در شب نیمه شعبان بعد از نماز عشاء مستحب است، در ركعت اول بعد از حمد، سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سوره توحید خوانده شود.»(2)
غسل و شب زندهدارى و عبادت در این شب، فضیلت بسیار دارد، این شب در نزد خدا چنین مقامى دارد كه ولادت با سعادت امام زمان(علیهالسلام) در سحرگاه این شب واقع شده و بر عظمت و رونق آن افزوده است.
ضمناً روایاتى به ما رسیده است كه نیمه شعبان همان شب قدر و تقسیم ارزاق و عمرها است، و در بعضى از این روایات آمده که شب نیمه شعبان، شب امامان(علیهمالسلام) است و شب قدر، شب رسول خدا(صلى الله علیه و آله) است.
از جمله فضائل این شب این است که، از شبهاى مخصوص زیارت امام حسین(علیهالسلام) است كه صد هزار پیامبر(صلی الله علیه و آله) آن حضرت را در این شب زیارت مىكنند.
از نمازهاى مستحبى كه در این شب وارد شده دو ركعت نماز است كه در هر ركعت بعد از حمد صدبار سوره توحید خوانده مىشود.
نقل شده: رسول اكرم(صلى الله علیه و آله) فرمود: شب نیمه شعبان در خواب دیدم جبرئیل بر من نازل شد و فرمود: اى محمّد(صلى الله علیه و آله) در چنین شبى خوابیدهاى؟ گفتم: این شب چه شبى است؟
فرمود: شب نیمه شعبان است برخیز. مرا بلند كرد و به بقیع برد، و سپس جبرئیل فرمود: سرت را بلند كن زیرا در این شبها درهاى رحمت خدا در آسمان به روى بندگان باز است، همچنین درِ رضوان، درِ آمرزش، درِ فضل، درِ توبه، درِ نعمت، درِ جود و سخاوت، درِ احسان باز است، خداوند به عدد پشمها و موهاى چرندگان در این شب گنهكاران را آزاد مىكند، پایان عمرها در این شب، تعیین مىگردد، رزقهاى یك سال در این شب تقسیم مىشود و حوادث یك سال در این شب معیّن مىگردد.

اى محمد! كسى كه این شب را با تكبیر و تسبیح و تهلیل و دعا و نماز و قرائت قرآن و اطاعت و خضوع و استغفار بسر برد، بهشت منزل و سراى او است، و خداوند گناهان گذشته و آیندهاش را مىآمرزد ... اى محمد(صلى الله علیه و آله) این شب را احیاء بگیر و به امت خود دستور بده آنها نیز این شب را احیاء بدارند، و با عمل به سوى خدا تقرب جویند، چرا كه این شب شبى شریف است.
از اعمال این شب، خواندن دعاى كمیل در سجده است روایت شده كه كمیل گوید دیدم حضرت على (علیهالسلام) این دعا را در شب نیمه شعبان در سجده خواندند.
در مورد زیارت امام حسین(علیهالسلام) در این شب به خصوص در صورت امكان در كنار قبرش، آمده هر كه بشناسد امام حسین(علیهالسلام) را و شهادت او و هدف شهادتش را كه موجب نجات امت گردید و وسیله و راهگشایى براى رسیدن به فوز عظیم شد(خلاصه این كه عبادتش در این شب از روى توجه و علاقه و معرفت خاص باشد) آنگونه خویشتن را در برابر خدا خاضع نماید كه شایستگى آن را دارا مىباشد و نیز از خدا خواستههاى شرعیش را تقاضا كند.
پی نوشت ها:
1- توضیح المقاصد شیخ بهائى، ص 533.
2- اثباة الهداة، ج 7، ص 162.
3- اقتباس از كتاب المراقبات، نوشته عالم ربّانى و عارف صمدانى، مرحوم حاج میرزا جواد تبریزى، ص 79 به بعد (دعاها و نمازهاى دیگرى نیز ذكر شده به این كتاب مراجعه شود.)
برگرفته از کتاب حضرت مهدى(عج)، فروغ تابان ولایت، محمد محمدى اشتهاردى .

در علم كلام در جاى خود ثابت شده كه پیغمبر الهى كسى است كه داراى معجزه باشد و بتواند به اذن خدا كارهایى را كه دیگران نمىتوانند انجام دهند و از نظر عقل نیز محال نباشد بدون اسباب و علل مادى و ظاهرى از طریق اعجاز و خرق عادت انجام دهد.
پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نیز داراى معجزات زیادى بوده كه برخى از آنها از جمله معجزاتى كه در مسیر راه هجرت به مدینه از آن حضرت دیده شد، داستان گوسفند ام معبد است كه مورخین و اهل حدیث ذكر كردهاند.
گفتهاند: همچنان كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و همراهان به سوى مدینه مىرفتند چشمشان از دور به خیمهاى افتاد و آنان براى تهیه آذوقه راه خود را به جانب آن خیمه كج كردند و چون بدانجا رسیدند زنى را در آن خیمه دیدند كه با اثاثیه اندكى كه داشت در میان آن خیمه نشسته و گوسفند لاغرى هم در پشت آن خیمه بسته است.
از آن زن كه نامش "ام معبد" بود گوشت و خرمایى خواستند تا به آنها بفروشد و پولش را بگیرد ولى او گفت: به خدا سوگند خوراكى در خیمه ندارم وگرنه هیچگونه مضایقهاى از پذیرایى شما نداشتم و نیازمند پول آن هم نبودم. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بدان گوسفند نگاه كرد و فرمود: اى ام معبد این گوسفند چیست؟
جواب داد: این گوسفند به علت ناتوانى و ضعف نتوانسته به دنبال گوسفندان دیگر به چراگاه برود.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: آیا شیر دارد؟
ام معبد گفت: این گوسفند ضعیفتر از آن است كه شیرى داشته باشد!
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نزدیک رفت و دست بر پستانهاى گوسفند گذارد و نام خداى تعالى را بر زبان جارى كرد و درباره گوسفندان ام معبد دعا كرد و سپس دستى بر پستان گوسفند كشید و ظرفى طلبید و شروع به دوشیدن شیر كرد تا آن قدر كه آن ظرف پر شده و نوشید، آنگاه دوباره دوشید و به همراهان خود داد تا همگى سیر و سیراب شدند و در پایان نیز ظرف را پر كرده نزد آن زن گذارد و پول آن شیر را به ام معبد داده و رفتند.چیزى نگذشت كه شوهر او آمد و چون نزد همسرش شیر دید با تعجب پرسید: این شیر از كجاست؟زن در جواب گفت: مردى این چنین بر اینجا گذشت و داستان را گفت، و چون اوصاف رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را براى شوهرش تعریف كرد آن مرد گفت: به خدا این همان كسى است كه قریش وصفش را مىگفتند و اى كاش من او را مىدیدم و همراهش مىرفتم و در آینده نیز اگر بتوانم این كار را خواهم كرد.


